مجله طا جواهر



اولین و تنها مجله تخصصی طلا جواهر، نقره، ساعت و آنتیک درایران


الماسکسب و کار

الماس ابدی است

الماس؛ میان جاودانگی، تاریخ و چالش‌های عصر الماس‌های آزمایشگاهی


در سال ۱۹۴۷، فرانسیس جرتی که در آژانس تبلیغاتی مربوط به دِبیرز (De Beers) فعالیت می‌کرد، عبارتی را ابداع کرد که برای همیشه نگاه جهان به الماس را شکل داد

الماس ابدی است

از آن زمان، الماس به‌عنوان گوهرِ بی‌رقیبِ زیورآلات شخصی، همواره نخستین انتخاب مصرف‌کنندگان بوده است. با این حال، طی پنج سال گذشته، گفت‌وگو پیرامون الماس‌ها پیچیده‌تر شده؛ چراکه مصرف‌کنندگان به‌طور فزاینده‌ای با نوعی دیگر از این گوهر مواجه شده‌اند: الماس‌های پرورش‌یافته در آزمایشگاه.

این روزها در میان جواهرسازان نیز نگرانی‌ها و زمزمه‌های فراوانی درباره این گوهر «ابدی» به گوش می‌رسد؛ البته نه درباره الماس‌های طبیعی، بلکه درباره الماس‌های آزمایشگاهی. گونه‌ای که در محافل حرفه‌ای گاه به‌اختصار با عنوان «الماس‌های لَب‌گراون» نیز از آن یاد می‌شود. این دسته از الماس‌ها به منبعی دائمی از دغدغه بدل شده‌اند.

“من فروشندگان الماسی را می‌شناسم که این روزها گاوصندوق‌هایشان تقریباً خالی است؛ آن‌ها تنها در صورت نیاز اقدام به تهیه سنگ می‌کنند و از نگهداری موجودی انبار پرهیز دارند. فروش کالایی که در اختیار نیست دشوار است، اما کاهش مداوم قیمت‌ها انگیزه‌ای جدی برای به حداقل رساندن موجودی محسوب می‌شود.”

در دنیای حراج نیز نگرانی‌هایی درباره بازار الماس وجود داشت، اما نتایج ما فراتر از انتظار بوده است. در حراجی‌های سراسر جهان، عملکرد الماس‌ها همچنان قدرتمند است و تنها تعداد بسیار اندکی از الماس الماس‌های طبیعی بدون خریدار باقی می‌مانند. در حالی که الماس‌های آزمایشگاهی عملاً فاقد ارزش بازفروش پایدار هستند، الماس‌های طبیعی همچنان توان حفظ ارزش خود را نشان می‌دهند.


الماس‌های کهن؛ پنجره‌ای رو به گذشته

خریداران الماس، شیفته داستان‌ها، رمز و راز، تاریخ، رمانتیسیسم و خاطراتی هستند که این گوهر در خود نهفته دارد. مفهوم ابدیت، سنگین و عمیق است و الماس در این مسیر روایت‌های فراوانی برای گفتن دارد.

در حوزه جواهرات قدیمی و آنتیک (Estate & Vintage Jewellery)، بارها مشاهده کرده‌ایم که خریداران مجذوب ایده‌ی الماس‌های کهن می‌شوند. الماس‌های «اُلد ماین کات» (Old Mine Cut) که پس از کشف معادن الماس در برزیل در قرن هجدهم معرفی شدند، شکلی نزدیک به مربع یا کوسنی دارند، با تاجی بلند و «کیولت» (Culet) باز و بزرگ. این ویژگی‌ها آن‌ها را به گزینه‌ای بسیار محبوب در بازار حراج و جواهرات قدیمی بدل کرده است.

الماس‌های اولد ماین کات عمدتاً بین دهه ۱۷۴۰ تا حدود ۱۸۶۰ تراش داده می‌شدند و در زمان خود «بریلیانت» نامیده می‌شدند. در رمان‌های دوره ویکتوریایی، گردنبندی از «بریلیانت‌ها» اغلب به‌عنوان جواهری خانوادگی توصیف می‌شود که نسل‌ها ارزشمند شمرده شده، سپس طی حادثه‌ای مفقود می‌گردد و سال‌ها بعد، به‌طرزی مرموز در ویترینی ظاهر می‌شود؛ در حالی که کلیت حادثه همچنان در ابهام است.

در اواخر قرن نوزدهم، الماس‌های «اُلد اروپین کات» (Old European Cut) پدیدار شدند. این الماس‌ها با فرم گردتر و کیولت کوچک‌تر، جایگزین ویژگی‌های اولد ماین شدند. تقارن بالاتر آن‌ها درخشش متفاوتی ایجاد می‌کرد که به‌وضوح آن‌ها را از نسل پیشین متمایز می‌ساخت. این الماس‌ها نیز در زمان خود با عنوان «بریلیانت» شناخته می‌شدند.


چرا تاریخ در بازار امروز الماس‌های آزمایشگاهی همچنان اهمیت دارد؟

الماس‌های اولد ماین کات و اولد اروپین کات، به پشتوانه تاریخ طولانی خود، برای خریداران معاصر جذابیت ویژه‌ای دارند؛ جذابیتی که گاه دلایل آن آشکار و گاه پنهان است.

خریدار این نوع الماس‌ها معمولاً از تاریخ دقیق سنگ آگاه نیست، اما می‌داند که با اثری دست‌کم آنتیک (بیش از صد سال قدمت) روبه‌روست. یک الماس اولد ماین ممکن است تا ۲۵۰ سال قدمت داشته باشد

و حتی یک الماس اولد اروپین نیز اغلب بیش از یک قرن عمر دارد. همین آگاهی از سن تقریبی، بدون دانستن جزئیات دقیق، برای بسیاری از خریداران بسیار اغواکننده است.

تاریخ خانوادگی معمولاً امری خصوصی است و نام مالکان پیشین اغلب افشا نمی‌شود. با این حال، زمانی که با افرادی ملاقات می‌کنم که قصد عرضه الماس خود در حراج را دارند، شگفت‌زده می‌شوند وقتی توضیح می‌دهم که سنگ آن‌ها متعلق به چه دوره‌ای است. اغلب می‌گویند:
«بله، منطقی است؛ احتمالاً حلقه نامزدی مادربزرگِ مادربزرگم بوده…»
هرچند مالک جدید هرگز او را نخواهد شناخت، اما همین آگاهی که الماس زمانی بخشی از تاریخ یک خانواده بوده، به روایت و هویت آن می‌افزاید.

عامل دیگر، یگانگی بصری این الماس‌هاست. هندسه خاص و رفتار نور در تراش‌های قدیمی کاملاً با تراش‌های مدرن متفاوت است. نور به‌گونه‌ای وارد و پراکنده می‌شود که شخصیت بصری منحصربه‌فردی خلق می‌کند—ویژگی‌ای که بسیاری از خریداران شیفته آن هستند.


دمیدن حیاتی تازه در جواهرات آنتیک

بسیاری از افراد، الماس‌هایی قدیمی در اختیار دارند که به دلایل عاطفی مایل به حفظ آن‌ها هستند. من خودم سنجاق‌سینه مادربزرگم، انگشتر مادرم و انگشتر کوچک عموی‌ام را به ارث برده‌ام. این افراد برایم عزیز بودند، اما هرگز آن جواهرات را استفاده نمیکنند؛ یا با سبک من همخوان نیستند، یا صادقانه بگویم، زیبا نیستند.

در این‌جا نقش جواهرساز اهمیت می‌یابد. او می‌تواند با طراحی مجدد، قطعه‌ای خلق کند که با سبک شخصی مشتری امروز هماهنگ باشد. جواهرات بلااستفاده می‌توانند ذوب شوند و ارزش آن‌ها به‌عنوان اعتبار، در ساخت اثری جدید به کار رود. به این ترتیب، یک شجره‌نامه خانوادگی به زیوری تازه و ارزشمند بدل می‌شود.

البته توصیه نمی‌کنم جواهرات تاریخی و شاخص از هم گسسته شوند؛ این کار باید به‌شدت کنترل و محدود شود. اما واقعیت آن است که بسیاری از جواهرات، سال‌ها در انتهای کشوها باقی می‌مانند تا زمانی که نسل جدید—که هرگز آن‌ها را ندیده و مالک اولیه را نمی‌شناسد—آن‌ها را برای ذوب و بازطراحی می‌سپارد.

داستان‌ها از طریق جواهراتی که دیده و پوشیده می‌شوند، منتقل می‌گردند. من جواهراتی خانوادگی دارم که هرگز آن‌ها را بر کسی ندیده‌ام و بنابراین، داستانی هم درباره‌شان نشنیده‌ام. دخترم انگشتری کوچک با الماس به دست می‌کند که نسل به نسل منتقل شده، اما دیگر نمی‌دانم متعلق به کدام سوی خانواده بوده است. این انگشتر شامل یک الماس اولد ماین، یک اولد اروپین و یک «ترنزیشن کات» است—سه تراش، سه نسل، احتمالاً تا حوالی ۱۹۳۰.
ارزش اقتصادی آن اندک است، اما بار احساسی و عمق تاریخی‌اش عظیم است.


آینده الماس؛ طبیعی در برابر آزمایشگاهی

تجربه ما در حراج‌ها نشان می‌دهد که الماس‌های طبیعی همچنان جایگاه خود را نزد خریداران حفظ کرده‌اند. هرچند قیمت‌ها کاهش‌هایی را تجربه کرده‌اند، اما نتایج اخیر حاکی از نوعی ثبات نسبی است. تقاضا برای الماس‌های با تراش قدیمی همچنان قوی است.

در حالی که الماس‌های پرورش‌یافته در آزمایشگاه ذهن همگان را به خود مشغول کرده‌اند، این نوع نوظهور هرگز نتوانسته جایگزین تاریخ، رمز و راز، روایت‌ها و رمانتیسیسم نهفته در الماس‌های طبیعی کهن شود.

ما همچنان شیفته گنج‌هایی هستیم که یا در اعماق زمین پنهان بوده‌اند، یا سال‌ها در انگشتر مادربزرگ‌ها زندگی کرده‌اند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا