مجله طا جواهر



نخستین نشریه اختصاصی هنرصنعت طلا، جواهر، نقره، ساعت و آنتیک ایران


مقالات تخصصی

نگاهی به هنرِ گارنت در اوایل قرون وسطی میان آنگلوساکسون، ساسانی و بیزانس

تحلیل تطبیقی زیبایی‌شناسی، تکنیک و جهان‌بینی در جواهرات اوایل قرون وسطی
به قلم میترا فخرموحدی، سردبیر مجله طلاوجواهر

در بررسی تاریخ جواهرسازی اوایل قرون وسطی، ساخت جواهر مزین به گارنت توسط آنگلوساکسون را نمی‌توان پدیده‌ای جدا از جریان‌های بزرگ هنری اوراسیا دانست. این شیوه در بستری شکل گرفت که سه حوزه فرهنگی مهم جهان ژرمنی شمال اروپا، ایران ساسانی و امپراتوری بیزانس از طریق تجارت، جنگ، مهاجرت و تبادل هنری به یکدیگر متصل بودند. مقایسه این سه سنت، تصویری روشن از تفاوت نگرش تمدن‌ها به مفهوم جواهر، نور و قدرت ارائه می‌دهد.

بنیان‌های مشترک: جاده‌های تجارت و گردش فرم‌ها

از سده پنجم میلادی به بعد، شبکه‌های تجاری گسترده‌ای میان شرق و غرب فعال بود. سنگ گارنت که در جواهرات آنگلوساکسون به‌وفور دیده می‌شود، عمدتاً از منابع آسیایی تأمین می‌شد؛ همان مسیرهایی که پیش‌تر مواد قیمتی را به دربار ساسانی و سپس به بازارهای بیزانسی می‌رساندند.

 این گردش مواد اولیه باعث انتقال ایده‌های فنی نیز شد:

• استفاده از خانه‌بندی فلزی برای تثبیت سنگ‌ها
• توجه به تقارن هندسی
• ترکیب فلز و رنگ به‌عنوان زبان قدرت سیاسی با این حال، هر فرهنگ این عناصر مشترک را مطابق جهان‌بینی خود بازتعریف کرد

سنت ساسانی: شکوه سلطنتی و نظم کیهانی

در هنر ساسانی، جواهرات بخشی از نظام تصویری پادشاهی محسوب می‌شدند. فلزکاری این دوره بر نمایش اقتدار شاهنشاه و نظم جهان استوار بود. سنگ‌ها معمولاً به‌صورت درشت و آشکار استفاده می‌شدند و هدف، نمایش ارزش مادی و قدرت سیاسی بود.

 ویژگی‌های شاخص سنت ساسانی:
• ترجیح سنگ‌های بزرگ و برجسته به‌جای قطعات ریز
• استفاده از قاب‌های ضخیم و استوار
• تأکید بر تقارن و محوریت مرکزی
• حضور نمادهایی چون بال عقاب، خورشید و نقش‌های گیاهی نمادین

 در این سنت، نور نقش تقویتی داشت؛ سنگ باید درخشندگی طبیعی خود را آشکار کند. تمرکز بر جلوه بیرونی و عظمت بصری قرار داشت.

سنت بیزانسی: نور الهی و معنویت مسیحی

در امپراتوری بیزانس، جواهرات وارد قلمرو الهیات شدند. زیبایی‌شناسی بیزانسی بر مفهوم «نور قدسی» استوار بود؛ نوری که نمادی از حضور الهی تلقی می‌شد.

ویژگی‌های جواهرات بیزانسی:
•استفاده گسترده از طلا با سطح‌های صیقلی
•به‌کارگیری میناکاری در کنار سنگ‌های قیمتی
•ترکیب رنگ‌های نمادین مانند ارغوانی، سبز و آبی
•طراحی‌هایی با محور صلیب و نشانه‌های مذهبی سنگ‌ها در این سنت بیشتر حامل معنا بودند تا نمایش قدرت نظامی. نور باید حالت روحانی ایجاد می‌کرد، گویی شیء از درون روشن شده است.

سنت آنگلوساکسون: هندسه جنگاورانه و نور متحرک


در مقایسه با دو سنت شرقی، کار با سنگ گارنت د آنگلوساکسون رویکردی متفاوت ارائه می‌دهد. زرگران شمال اروپا سنگ‌های بزرگ را به قطعات کوچک تقسیم می‌کردند و آن‌ها را در شبکه‌های پیچیده طلایی می‌نشاندند.

 ویژگی‌های اصلی این رویکرد:
• خانه‌بندی بسیار ریز و دقیق (Cloisonné)
• استفاده از فویل طلایی زیر سنگ‌ها برای ایجاد درخشش شعله‌گون
• الگوهای هندسی الهام‌گرفته از هنر حیوانی ژرمنی
• طراحی متناسب با حرکت بدن جنگاور

نور در اینجا ایستا نیست؛ با حرکت صاحب جواهر تغییر می‌کند. زیور به بخشی از هویت زنده جنگجو تبدیل می‌شود.
نمونه‌های شاخص این رویکرد در یافته‌های باستان‌شناسی ساتن هو (Sutton Hoo) به‌وضوح دیده می‌شود؛ جایی که قبضه شمشیرها و سگک‌ها با شبکه‌ای از گارنت‌های سرخ پوشیده شده‌اند.

 انتقال ایده‌ها و استقلال هنری
شباهت‌های فنی میان این سه حوزه نشان می‌دهد که زرگران اروپای شمالی با جهان گسترده‌تری در ارتباط بودند. با این حال، هنر آنگلوساکسون تقلیدی از شرق محسوب نمی‌شود. هنرمندان این منطقه عناصر وارداتی را با سنت‌های بومی ترکیب کردند و زبانی مستقل پدید آوردند.

نتیجه این فرایند، هنری است که:
 • از شرق مواد و برخی تکنیک‌ها را دریافت کرد
 • از جهان ژرمنی روح جنگاورانه گرفت
 • و در نهایت سبکی منحصربه‌فرد خلق نمود که در تاریخ جواهرسازی اروپا بی‌سابقه بود.

مقایسه گارنت‌کاری آنگلوساکسون با سنت‌های ساسانی و بیزانسی نشان می‌دهد که جواهرات اوایل قرون وسطی صرفاً اشیای زینتی نبودند؛ آن‌ها بازتاب مستقیم ساختارهای فکری تمدن‌ها بودند. در ایران ساسانی، جواهر تصویر نظم شاهانه جهان را بازتاب می‌داد. در بیزانس، به رسانه‌ای برای بیان نور الهی تبدیل شد. در فرهنگ آنگلوساکسون، جواهر به بخشی از هویت فردی جنگاور و نمایش انرژی حیات بدل گردید.

این سه مسیر متفاوت، نشان می‌دهد که چگونه ماده‌ای واحد — طلا و گارنت — می‌تواند در بسترهای فرهنگی گوناگون، معناهایی کاملاً متفاوت بیافریند؛ و همین تفاوت‌ها تاریخ جواهرسازی را به یکی از عمیق‌ترین روایت‌های تمدنی بشر تبدیل کرده است

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا