آموزشیسبک زندگیطراحی و ساختکسب و کار

“فیروزه”

که کرد این گنبد فیروزه پیکر،چنین بی روزن و بی نام و بی در
بدانک فیروزه جوهری است از جمله حجریات (کاشانی،67:1348).فیروزه این سنگ زیبا و سحرانگیز همواره توجه جهانیان را به خود جلب کرده و زینت بخش گنجینه های گران قدر ثروتمندان جهان و خزائن ممالک بوده است.

به پهلوی پرنگ گویند و اپرنگ شهر، شهری است که فیروزه از آن می آید.فیروزه را سنگ ترکی نیز گفته اند زیرا فیروزه عجمی از شمال شرق ایران از راه ترکیه به بین النهرین صادر می شد.تاورنیه در 1678 می نویسد که فیروزه ایران به اروپا از طریق ترکیه رفته است.فیروزه را در دنیا به نام ایران میشناسند و بهترین و زیباترین نوع آن فیروزه بواسحاقی است که به عنوان “فیروزه ایران” میشناسند که دارای رنگ صاف آبی آسمانی روشن است و مخصوص معادن نیشابور است(تاورنیه،1336).

مشخصات فیروزه

رنگ:به مناسبت رنگ آبی درخشانی که دارد در شمار سنگهای گرانبها شناخته می شود.محبوب ترین رنگ آن در دنیا آبی آسمانی،سبز آبی و سبز سیبی است.رنگ آبی خالص آن بسیار نادر است.چه بسیار فیروزه ها که ماتریکس دارند و می توانند قهوه ای یا قهوه ای تیره باشند.

ترکیب شیمیایی:در گروه فسفاتها و عبارت است از فسفات هیدراته مس و آلومینیوم ، با فرمول(H2O)4(PO4)8(OH)6AI2cu.

ساختار بلوری:تری کلسیک، بی شکل.

شکستگی:ناصاف،دارای شکستگی صدفی شکل و بسیار شکننده است.

ضریب شکست دوگانه نور:400/0+.

ضریب شکست نور:61/1-65/1.

وزن مخصوص:60/2-80/2.

سختی:برابر 5-6 جدول MOH.

رخ: در یک جهت بسیار عالی و در جهت دیگر ضعیف است.

خاکه: سفید، گاه قهوه ای با لکه های سیاه یا سفید مایل به سبز.

شفافیت:کدر-مومی.

جلا: واکسی، جلا دادن آن را شفاف می کند.

انتشار نور: ندارد.

رنگ شعله آن: زرد است.با اکسیدها واکنش نشان می دهد.

چند رنگی: بسیار کم است.

طیف جذبی: 4220-4320-4600.

فلورسانس: ضعیف، سبز مایل به زرد، آبی روشن.

حرارت: 240-250 درجه حرارت رنگ آبی آسمانی را به سبز تیره بدل می کند.

گاهی تغییر رنگ آن مربوط به اثرات نور و نفوذ روغن و مواد آرایشی در آن است.

در برابر رطوبت و خشکی هوا، و در ارتفاعات بنا به موقعیت متغیر است.

رنگ او به علت کدورت هوا بگردد و هرگاه صافی و بی غباری بود، فیروزه صافی تر و رنگین تر نماید. اگر ابرناک و با غبار باشد اندک مایه تیره نماید (کاشانی،73:1348 ،خواجه نصیرالدین طوسی،76:1348-80).

رنگ فیروزه برحسب ارتفاع و قرب و بعد آفتاب زیادت شود.رنگی که در فیروزه از همه مطلوب تر است آبی آسمانی یکدست است و هر چه سایه سبز یا رگه در آن پیدا شود از بهای آن بکاهد.

در برابر شعله فوتک خرد می شود و به رنگ قهوهای درمی آید.شعله آن به رنگ سبز روشن است.

نماد ماه دسامبر(11 آذر تا 11 دی) است.

محافظت: هر فیروزه که جوهر او رخو باشد اگر اندک مایه چربی به وی رسد به سبب رخاوت و تخلخل اجزاء در آن تجاویف عنن گردد و طراوت اصلی آن باطل شود و سبز رنگ شود که به اصطلاح حکاکان چنین فیروزه را مرده خوانند (کاشانی،69:1348-70، خواجه نصیرالدین طوسی، 78:1348). فیروزه از هر معدن که باشد باید از نم زمین و بوی تیز خاصه مشک و از گرما دور باید نگاه داشت تا تباه نشود.

تقسیم بندی فیروزه

فیروزه را به چهار سطح تقسیم کرده اند:

سطح اول:این نوع فیروزه دارای غلظت رنگ متوسط و رنگی آبی با غلظت قوی است، رنگ آن کاملا” یکنواخت روی سطح آن پخش شده است.بر سطح آن کمترین منفذ یافت نمی شودو مقدار ناخالصیهای آهن در آن بسیار اندک است.عوامل خارجی به کمترین حد ممکن جذب سنگ می کردند.

این نوع فیروزه فاقد ماتریکس و ناخالصی است. به این نوع فیروزه در بازار، به طور سنتی فیروزه ایرانی گفته می شود.فیروزه عجمی یا فیروزه فارس هم نامیده شده و بهترین کیفیت فیروزه جهان را دارد، ولی نمی توان آن را منحصر به ایران دانست چون نمی توان ثابت کرد که در هیچ جای جهان فیروزه به این پاکی وجود ندارد.تاورنیه می گوید که یک دستی و یک رنگی در سنگهای فیروزه ریز دیده می شود(تاورنیه،1336).

سطح دوم: میزان غلظت رنگ آبی کاسته شده و امکان پخش شدن رنگ بطور غیریکنواخت وجود دارد.مقداری منافذ بر سطح آن دیده می شود و ناخالصی آهن در آن وجود دارد. در نتیجه این سنگ عوامل خارجی را بهتر به خود جذب کرده و تغییر رنگ می دهد.این نوع از فیروزه را ، فیروزه مکزیکی یا امریکایی می نامند.

سطح سوم: در این نوع ، محدوده رنگ از زرد مایل به سبز تا سبز مایل به آبی متغیر است. این فیروزه دارای خلل و فرج و ماتریکس زیادی است و به آن فیروزه حصری می گویند.

سطح چهارم: دارای خلل و فرج زیاد است ، گچی و سفید رنگ است که به آن فیروزه گچی گویند.

طرز تشکیل فیروزه طبیعی

فیروزه در آبهای سطحی سرشار از ترکیبات مس و آهن بروی کانیهای آلومینیوم دار و فسفردارو در شکافها و ترکهای سنگهای آذرین و ماسه سنگها تشکیل می شود.

وقتی آبهای سطحی به درون زمین نفوذ می کند، در مسیری که فرو می رود، املاحی با خود حمل می کند تا به سفره آبهای زیرزمینی برسد، آب راکد می ماند و املاح محلول در آب ایجاد سنگهای آگرگات می کند.شکل بلوری آن نادر است و به شکل اجتماع توده ای، قلوه ای و دانه ای دیده می شود.

برای تشکیل فیروزه ترکیبات مس که ماده اولیه ساخت آن است و مواد فسفره در این املاح باید وجود داشته باشد.همچنین باید لایم استون که از جنس ماتریکس است وجود داشته باشد.درجه حرارت باید متعادل باشد زیرا حرارت شدید موجب خرابی آن خواهد شد.

فیروزه همچنین در رگه های سنگهای آذرین حاوی آلومینیوم و در مجاورت مس تشکیل می شود.در حالت طبیعی در آن رگه های سفید یا قهوه ای مشهود است.و غالبا” با سنگ چخماق دیده می شود.

ساخت فیروزه مصنوعی

به روش سرامیک ساخته می شود. گیلسون در سال 1971 توانست فیروزه مصنوعی بسازد.

مواد اولیه ای که برای آن لازم است را در آب رسوب می دهند و بر اثر فشار و حرارت بالا فیروزه مصنوعبی به دست می آید.برای تشکیل آن ماده اولیه مس ضروری است و اگر بخواهند ماتریکس بسازند باید از لایم استون استفاده شود.در فیروزه های تجربی خطوط ماتریکس سطحی ، نخ مانند شبیه تار عنکبوت است و هر چه ماتریکس تیره تر باشد مرغوب تر است.فیروزه های تجربی گچی و سفید رنگ هستند و آنها را رنگ می کنند.

طرز شناخت فیروزه طبیعی از مصنوعی

در فیروزه طبیعی،ماتریکس به عمق سنگ می رود و در فیروزه مصنوعی سطحی به نظر می رسد و به شکل تار عنکبوت و نخی شکل است. در زیر بزرگ نمایی امکان مشاهده ذرات ریز متالیک و با ذرات سفید رنگی به نام کرم ویت که به شکل نقاط ریز گوی مانندی است وجود دارد.

فیروزه طبیعی را اگر در آب اندازند،رنگ آن آبی تر به نظر می رسد و جلای خاص خود را حفظ می کند.

کالسدونی، کریزو کولا که ظاهری آبی رنگ دارند، با فیروزه اشتباه می شوند.ضریب شکست نور (Ri) در آنها از فیروزه کمتر است که این نکته وسیله تشخیص آنها از یکدیگر است.

آغشتگی

شکستگی سطح سنگ را به وسیله یک متده جامد رزین ، پلاستیک و یا شیشه مذاب پر می کنند.بدون شک روی سنگ تراش خورده این کار انجام می شود تا دوام سنگ را بهبود بخشد.

فیروزه معمولی ترین سنگی است که آغشتگی بر روی آن انجام می شود که این امر هم به کیفیت و دوام آن کمک می کند و هم سطح آن را یکنواخت می سازد.برای شناخت آن از آزمایش میبه داغ استفاده می کنند و یا زیر آن را سوهان می زندد و پودر حاصل از تراش را می سوزانند و از بوی آن می فهمند که چه نوع ماده محافظی برای آن استفاده شده است.

فیروزه اگر به روغن ،صابون و واکس کفش آغشته شود، در عمق آن فرو می رود و دیگر نمی توان آن را خارج کرد و غیرقابل استفاده می شود.

می توان روی فیروزه با ماتریکس کم رنگ واکس زد.هر چه ماتریکس تیره تر باشد،مرغوب تر است.با استون می توان امتحان کرد که آیا فیروزه واکس دارد یا خیر.

چون این سنگ دارای تخلخل لسیار است می توان از نمک مس و آنیلین برای بهبود رنگ آن استفاده کرد.اگر فیروزه طبیعی را در آفتاب گرم قرار دهند،تغییری در آن ایجاد نمی شود ولی فیروزه های رنگ شده کم کم خشک می شوند و حالت اصلی خود را از دست می دهند.گرم کردن با میله داغ سنگ فیروزه رنگ شده موجب از بین رفتن رنگ می شود.برعکس فیروزه طبیعی، فیروزه های مصنوعی نیز می توانند دارای خطوط ماتریکس در سطح فیروزه باشند.مشخصات آن رنگ آبی ملایم آن است.رنگ کردن فیروزه سبب دوام بیشتر و براق شدن آن میگردد که به آن فیروزه ثابت گویند.

معادن فیروزه

تاریخچه کشف معادن فیروزه در ایران به 7 هزار سال پیش می رسد. در عصر باستان بیشتر به عنوان سنگ قیمتی به کار می رفت ، از فیروزه به عنوان طلسم و بیشتر در مراسم مذهبی استفاده می شد و برگرفتن آن هنگام غنایم جنگب در اولویت بود و جزء ذخایر با ارزش پادشاهان به شمار می رفت.

معدن فیروزه در نیشابور در کوهی به نام رعیش در 60 کیلومتری نیشابور به ارتفاع 200 متر است.قدمت معدن فیروزه نیشابور به 2100 سال قبل از میلاد مسیح می رسدو 4 هزار سال است که فیروزه از آن استخراج می شود.

معدن فیروزه بواسحاقی نیشابور بسیار مشهور است و فیروزه آن نیکوتر و صافی تر و رنگین تر و با قیمت ترین جمله معادن فیروزه هاست.باستان شناسان در تپه علی کش و بسیاری از تپه های پیش از تاریخ که قدمتی تا حدود ده هزاره هفتم پیش از میلاد دارند ،فیروزه یافته اند.

فیروزه شجری و شورناک در دامغان و طبس و کاشمر و قوچان وجود دارد ولی آن را فیروزه نمی دانند زیرا سبز رنگ است و اشیاء تفننی از آن می سازند.

در تنسوخ نامه آمده که اول به خراسان در حدود نیشابور،در ترکستان محدوده دیلاق به غزنین و کرمان،غیر نیشابوری همه بد باشد زیرا در معادن مس ، آلومینیوم و فسفات هیدروکسیده و آب وجود دارد (خواجه نصیرالدین طوسی،76:1348).

از معادن آنچ معروف است در پنج موضع است:در بلاد خراسان در غرب نیشابور در دیهی کی آن را بشان خوانند و جوهر آن رخو بود، در حدود خوارزم ،ماوراءالنهرفجند و در کرمان میان یزد و کرمان در کوهی و در حدود ترکستان به حدود دیلاق (کاشانی، 67:1348).

جوهر معدنی را نامها نهاده اند که حکاکان و جوهریان هر جوهری که ببینند در حال بدانند که از کدام معدن است. معادن نیشابوری که مشهورترین معادن است و فیروزه آن نیکوترو رنگین تر است، نخست معدن بواسحاقی است و دیگر معدن زرهونی که نقطه های زر در وی باشد. هرچند به طراوت بواسحاقی نیست ، دیگر معدن عبدلی و فیروزه آن سبزفام است(همان:67-68).

معدن کوه اسبان که فیروزه آن به حلاوت و نیکو باشد و اما اندک مایه سبز فام بود و آن را سلیمانی خوانند و عبدامجید که فیروزه آن رنگین بوده و اندک مایه درشت است و آسمان گونه که آن را خاک نیز خوانند.سفید و زرد فام آن که از همه ادنی باشد(همان:68).

همچنین باید از معدن صحرای سینا نام برد که از چهار هزار سال پیش از میلاد از آن فیروزه استخراج می شده و تا زمان ویکتوریا به عنوان جواهر استفاده می شده و حتی در مواد آرایشی به کار می رفت.

معدن خاکی:رشد اصلی فیروزه خاک است و فیروزه به صورت رگه ای در داخل سنگها قرار دارد و رسوباتی که توسط آب آورده شده در آن سالها می ماند.معادن دیگر در ترکیه و هند وجود دارد که رنگ آنها آبی مایل به سبز زیتونی است.در معادن معدنی امریکا و مکزیک نیز فیروزه هایی یافت می شوند که سبز و متخلخل اند و سریع کم رنگ می شوند.

در افغانستان ، شرق استرالیا، چین ، تبت ، سیبری، تانزانیا ، امریکای جنوبی ، شیلی ، ترکمنستان و انگلستان نیز فیروزه یافت شده است.

استخراج

سنگهای فیروزه به چند روش استخراج می شود:

1-به طریقه نقبهای افقی شیب دارو دنبال کردن رگه های فیروزه در درون کوه و ایجاد تونلهای انشعابی از آن.

از میان غارهای که برای استخراج فیروزه حفاری شده است، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-غار زاک بالا و زاک پایین که به علت وجود زاج سبز به این نام معروف است.

-غار سبز به علت فیروزه سبز رنگ.

-غار انجیری به علت دو درخت انجیر در کنار غار.

-غار قره وم به علت وجود قنات خشک و مخروبه دو دهانه گشادی که در مجاور آن است، مشهور است.اگر در آن سنگی بیندازند، صدا می کند و بدین جهت قره وم (خطرناک) نامیده شده است.

-غار آبدار.

-غار ساعدی و چند غار دیگر چون چراغ کش.

-و بواسحاقی که فیروزه آن مرغوب است و فیروزه بواسحاقی در شعر حافظ کنایه از آن است:

راستی خاتم فیروزه بواسحاقی                                              خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

2.استخراج به طریقه ترکاندن سنگها به وسیله باروت.

3.برش الکتریکی سنگهای معدن . جل.گیری از انهدام آنها.

فیروزه سنگ مقدسی است و مرغ کمر گلی قاصد فیروزه است و اعتقاد بر این است که هرگاه این مرغ کوچک و سبز رنگ جلوی مدخل معدن نشیند، به معدنی بزرگ دست خواهند یافت.

سنگهای فیروزه را پس از استخراج در داخل گودالی به نام گول در نزدیکی معدن می ریختند و می شستند.عمل شستن فیروزه را چال شویی گویند.

هانری رنه می نویسد: سنگ فیروزه را در حوضچه ای قرار می دهند تا آب از روی آن عبور کند و پس از آنکه رطوبت دید و کمی سست شد، کارگران آنها را به هم می سایند تا فیروزه از خاک سنگ جدا شود(رنه،1680:1325).

انواع فیروزه

ایرانیان قدیم فیروزه کهنه را خوش آب و رنگ تر از فیروزه تازه استخراج شده از معدن می دانستند و اعتقاد داشتند که خاصیت بیشتری دارد.

انواع فیروزه های مرغوب که خواص و اشکال خاصی داشته اند، فیروزه زنده نامیده می شوند و فیروزه زنده خوش آب و رنگ اصطلاحی است در مقابل فیروزه مرده.

-فیروزه رگ دار ارزشی افزون داشته و بسیار محبوب بوده است.

قدر می خواهی ز مردم چون فبک ناصاف باش                     هست زان فیروزه رگ دار را قیمت گران

(شفیع به نقل از دهخدا)

-فیروزه مصری که رگه های سیاهی دارد و شجری نامیده می شود.

-فیروزه بادامی و حبابی که بهترین قسم از اشکال فیروزه محسوب می شود.

-فیروزه بواسحاقی که در مهر و نگین شاهان و فرمانروایان به کار می بردند و حافظ هم با ایهام به ممدوح خود شیخ ابواسحاق اینجو اشاره کرده است.

-بعد از آن ازهری، شیر بام یا سلیمانی خوانند.زرهونیت با نقطه های زر، آسمان گون ،کفتاری سفید زردفام باشد(خواجه نصیرالدین طوسی،76:1348-77).

وجه تسمیه فیروزه

رنگ و جنس و محل معرف فیروزه است.از آن جمله اند:

عجمی:گرد، درشت، به رنگ آبی سیر، جنس آن سخت و گران ترین نوع فیروزه است.

عجمی نیم رنگ:کم رنگ تر از عجمی است.

عربی:فیروزه تخت را گویند و به رنگ آبی سیر ، در عربستان مورد تقاضاست.

توفال: لایه هایی از فیروزه با رنگ آبی سیر که پس از تراش باب کربلا نامیده می شود.

توفال : نیم رنگ.

توفال سفید: آبی روشن.

چغاله : شبیه فیروزه عجمی است و درشت به رنگ آبی کم رنگ است و فیروزه باب مکه نامیده می شود و به خوبی جلا داده نمی شود.

شجری: رگه دار گویند. ذرات فیروزه را بر زمینه ای از رنگ سیاه با زرد پهلوی هم چیده اند.

شکوفه :ریزتر از چغاله است.

چال یا نرم :از عدس بزرگ تر است و آن را گرد می تراشند.

درشت : رگه های باریک و پراکنده و نازک فیروزه در آن دیده می شود. این نوع نازل ترین نوع از فیروزه نیشابور است.

یکی از دیدنی ترین مراکز نگهداری فیروزه دنیا آستان قدس رضوی است و نیز موزه بانک مرکزی ایران که از نوادر این سنگ که در دنیا کم نظیر است در آن وجود دارد.

شکل تراش

فیروزه را به دو شکل بیضی و گرد می تراشند ولی می توان آن را به شکل لوزی ، بادامی ،حبابی ، مستطیل، سه گوش و دل مانند تراشید. مشهد مرکز تراش و معاملات عمده فیروزه در جهان است و فیروزه از آنجا به بازار جهانی وارد می شود و تراش فیروزه خراسانی مشهور است.

محافظت

فیروزه را از هر معدن که باشد باید از بوی تیز خاصه بوی مشک و گرما دور نگاه داشت تا تباه نشود.

فیروزه هنگامیکه در رطوبت باشد، جلای خاص خود را حفظ می کند.فروشندگان آنها را در داخل کوزه های پر از ماسه مرطوب می گذاشتند و به اروپا می بردند و هنگامیکه خشک می شد جلای خود را از دست می داد.

در هوای ابری و شرجی و بازارهای سرپوشیده معایب آن پوشیده می ماند.اگر فیروزه طبیعی را در آفتاب داغ قرار دهند تغییری در آن دیده نمی شود.به همین جهت تشخیص فیروزه طبیعی در آفتاب یا زیر ذره بین انجام می شود.

فیروزه های رنگ شده در حرارت تغییر رنگ می دهند و در تابش نورخورشید آب آنها تبخیر می شود و حالت خود را از دست می دهند.هنگام استحمام با آب گرم باید کنار گذاشته شوند. نگین فیروزه که با آب سرو کار داشته باشد، بیشتر عمر می کند.

فراورده های نامرغوب را چرب می کنند که رنگ آن بیشتر دوام کند.اگر چه در ابتدا آن را جلا می دهد ولی روغن باعث مرگ فیروزه می شود.چون اندک چربی به وی می رسد به سبب تخلخل آن عفن گردد و سبز رنگ شود و طرارت اصای آن باطل گردد، آن را مرده خوانند.فیروزه مرده را در ماسه می گذارند تا زنده شود.

اعتقادات و منافع و کاربرد

در گذشته اعتقاد بر این بود که هر که با خود فیروزه داشته باشد بر دیگران پیروز خواهد شد.بر این اساس نام اصلی این سنگ پیروزه بوده که بعدها به فیروزه تبدیل شده است.

فیروزه در ایران تاریخی چند هزار ساله دارد و نمونه هایی که در کاوشهای باستانی به دست آمده نشان از استفاده آن در هزاره دوم قبل از میلاد است.در دوره ساسانیان علاوه بر زینت آلات، انواع ظروف دربار نیز از فیروزه ساخته می شد.

فیروزه سنگی مقدس است.در دست داشتن آن هنگام نماز ثواب دارد.هرکس بامدادان به آن نگاه کند دلشاد می شود.به دلیل رنگ و درخشش آن، نظر بد را دفع می کند.بر اعصاب اثر نیکو دارد و موجب تسکین و آرامش است.

حکیم ارسطو در کتاب لغات الاعجاز آورده است که چون در سنگ فیروزه از مس نقطه هایی فرو آمیخته باشد ، از آن جنس فیروزه با سرمه بیامیزند، چشم را به غایت نافع بود.

دیدن فیروزه روشنایی چشم بیفزاید و بصر را جلا دهد و تیز گرداند.فیروزه در مفرحات ترکیب کنند، تصفیه اخلاط می کند.

داشتن فیروزه به فال نیکو دارند.پادشاهان آن را پسندیده دارند و رسم پادشاهان قدیم چنان بوده است که چون آفتاب به حمل شدی و سال نو بودی، جواهر قیمتی حاضر کردندی و در آن نگریستندی جهت فال نیکو.

فیروزه از جمله سنگهای گرانبهایی بوده که به علامت سعادت و نیکی بر تخت و تاج شاهان می نشاندند.

تهمتن نشست از بر ژنده پیل                                                     ابر تخت فیروزه مانند نیل

فرنگیس را دید بر تخت عاج                                                   نهاده به سر بر زفیروزه تاج

(فردوسی)

بر آن فیروزه تخت از تاجداران                                            رها کردند می بر جرعه خوران

(نظامی)

فیروزه از منسوبات زهره است و نظر به شهرت همه جاگیر سنگ فیروزه به آن نسبتها داده اند، از آن جمله :

از برجسته ترین رنگها برای خرقه و ردا و قبای بزرگان رنگ آبی فیروزه ای بوده که چامه کبود رنگ صوفیان بدان ماند:

الا ای صوفی فیروزه خرقه                                            به گردش خوش همی گردی به حلقه

(عطار)

نظامی کاشی با لعاب فیروزه ای را کنایه از طاق آسمان آورده است:

بود در این گنبد فیروزه خشت                                       تازه ترنجی زسرای بهشت

با توجه به زیبایی و درخشش این سنگ طاق آسمان را در ادب فارسی به فیروزه تشبیه کرده اند، خاقانی آسمان را فیروزه طشت می خواند:

در این فیروزه طشت از خون چشمم                             همه آفاق شد بیجاده معدن

حافظ آن را به طارم فیروزه تشبیه کرده است.

به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد                       زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

و نوع سبز فیروزه به چمن زار تشبیه شده:

چون گل از این یابد فیروزه فرش                                    دست به دست آمده تا ساق عرش

(خاقانی)

نظر به خواص استثنایی فیروزه از دوران باستان رسم بر این بوده که مهر رسمی دولتی را که خاتم انگشتری شاهان و امرا بوده از فیروزه می ساختند.

ابوالفضل بیهقی دبیر غزنویان می نویسد: رسم بر این بوده که مهر رسمی سلاطیناز جنس فیروزه باشد و یک انگشتری فیروزه که نام امیر (اشاره به مسعودغزنوی دارد) بر آن نبشته به دست خواجه دادند و آن را حجرالظفر ، حجرالعین و حجرالغلبه می نامیدند(بیهقی،314:1356).

در عین حال گرز و تاج و انگشتری و گردنبند و گوشواره که از نشانه های رسمی فرمانروایان بوده است، از جنس زر و مرصع به فیروزه بوده استو شعرای ایران از آن یاد کرده اند.

فیروزه و ادبیات فارسی

در تاریخ سلجوقیان آورده اند که چون آلب ارسلان پارس را مسخر و مسلم خود کرد از قلعه اصطخر قدحی از فیروزه بواسحاقی پیش او آوردند که در آن دو من مشک و عنبر می گنجید و به خط پهلوی نام جمشید بر آن نوشته بود (کاشانی،74:1348)؛ و دیگر آورده اند که چون عرب بر عجم ظفر یافت انایی مثل قدحی هم از اصطخر فرو آوردند و پیش امیرالمومنین عمر نهادند که ده من آب درو می گنجید.او بفرمود تا بشکستند و هر یک نگینی از آن برداشتند(همان:75).

بیهقی اشاره دارد به اینکه سلطان مسعود غزنوی مهر خاتم فیروزه ای خود را به وزیر خود به علامت وزارت سپرده است.خاتم یا مهر رسمی سلاطین و فرمانروایان که علامت رسمی و نام و نشان آنها را در برداشته معمولا”به علامت یمن و برکت از سنگ فیروزه انتخاب می شده است، که معروف ترین آنها مهر خاتم ابواسحاق اینجو ممدوح حافظ شیرازی است.

من خرامان و آهسته پیش آن شاه رفتم و تختی پیروزه دیدم که فریدون همچون ماه بر آن نشسته و تاجش از یاقوت رخشنده بود.

…و او را منوچهر نام کرد چون کودک فراخ چهره بود.بدین گونه سالها گذشت و منوچهر چون بزرگ و خردمند گردید آنگاه سپاه با وی هم آواز شد و دلبستگی یافت.فریدون تخت  زر و گرز گران و تاج فیروزه را به وی بخشید و نیز کلید گنجهای کهن را به وی سپرد.

فریدون فرمان داد تا همه پهلوانان و بزرگان لشکر و کشور به نزد منوچهر بروند.پس آنان که با دلی پرکینه از مرگ ایرج بودند به درون بارگاه رفتند و به شاهی بروی آفرین گفتندو گوهر بر تاجش پراکندند.

…قبل از عزیمت از فیروزکوه بخت با من یاری کرد و انگشتر بیگم را که دارای یک سنگ فیروزه و دو قطعه بسیار کوچک یاقوت بود و قیمتی هم محسوب نمی شد پیدا کردم.بانو معانی که متعجب بود چگونه ممکن است زنی چنین عالی قدر خود را برای این شیء بی مقدار ناراحت کند.انگشتر را نزد خود نگه داشت تا آن را در قزوین تحویل بیگم بدهد(فردوسی ،187:1382).

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن