آموزشیسبک زندگی

الماس اميد

الماس امید (HOPE) (سنگ جواهري درخشان و آبيرنگ)

اين سنگ، يكی از افسانه اي ترين جواهرات تاريخ محسوب ميشود؛ طبق آنچه ثبت شده است، زمان كشف آن تقريباً به چهار قرن پیش، باز ميگردد.

رنگ آبيِ كمياب و متحيركننده آن، به دليل وجود چند رگه ي اتم هاي بُر است. وزن اين سنگ، ۴۵.۵۲ قيراط است. با استفاده از اندازه استثنايي آن، ميتوان به يافته هاي جديدي در خصوص شكل گيري اين سنگ جواهر دست پيدا كرد.

اين باور وجود دارد كه جايگاه اصلي جواهر، كشور هند است.

اين سنگ جواهر از سنگ جواهري به رنگ آبي ارغواني تيره بريده شده و به پادشاهي بهنام «لوييس XIV» هديه داده شده است. به نظر ميرسد نام آن سنگ جواهر، از فهرست مجموعه سنگ جواهر گروه بانكداري لندن ۱۸۳۹ بهنام «هُپ» (Hope) گرفته شده باشد. اين سنگ بعدها، پس از پادشاه لوييس XlV به شخص مقتدري در واشنگتن به نام «اِوالين والش مك لين» فروخته شد و بيشتر ديده شده كه وي از آن استفاده كرده است. اين جواهر، از سال ۱۹۵۸ به بعد در موزه ي ملّيِ تاريخ طبيعي واشنگتن به معرض نمايش گذاشته شد.
مدت زيادي شايع شده بود كه الماس هُپ، باعث انتقال بدشکوني و لعنت ميشود علت اين شايعه، وجود عواملي بود كه سعي داشتند با ايجاد شايعه، تبليغات مرتبط با اين الماس را افزايش دهند و از اين راه، سبب جذابيت آن شوند. طبق آخرين گزارشات، مشخص شد كه اين الماس، به ارزش ۲۵۰ ميليون دلار، بيمه شده است.

طبقه بندي
«هُپ دايموند»، تحت عناوين: Le Bijou du Roi (جواهر شاه)، Le bleu de France (آبي فرانسه)، و Tavernier Blue شناخه شده و سنگ جواهري بزرگ و به وزن ۴۵.۴۲ قيراط و به رنگ آبي ملايم است. در حال حاضر، در مجموعه ي كاني و سنگ جواهرات ملّي موزه ي تاريخ طبيعي ملي واشنگتن دي سي قرار دارد. رنگ آبي آن به علت وجود رگه هاي بُر در ساختار بلورين آن است كه با چشم مسلح قابل ديدن است. بعد از قرارگرفتن در برابر نور ماوراي بنفش، تابندگي فسفري آن مشخص ميشود.
اين الماس، به عنوان الماس نوع IIb، طبقه بندي شده، و بارها، هنگام انتقال (از هند به فرانسه، به بريتانيا و در نهايت ايالات متحده ي آمريكا و اطراف آن) تغيير يافته است. اين الماس در اين فاصله مرتب در معرض ديد عموم قرار داشته است. در ضمن اين الماس، به عنوان معروفترين الماس در دنيا شناخته شده است.

elahyeh-115-116-talajavaher-magazine

خواص فيزيكي

• وزن: در دسامبر ۱۹۸۸، مؤسسه ي جغرافياييِ آزمايشگاه تجارت سنگ جواهر آمريكايي، وزن اين الماس، را ۴۵.۵۲ قيراط تشخيص داد. (برابر با ۹.۱۰۴ گرم و ۰.۳۲۱۱ اونس)
اندازه: اين الماس، از نظر سايز و شكل با سايز تخم كبوتر، گردو، شاهبلوط بري مقايسه شده و شبيه گلابي است. ابعاد آن بر حسب طول، عرض و عمق، به ترتيب، 12.00×21.78×25.60 ميليمتر (15.32 اينچ×8/7 اينچ× 1 اينچ) است.
• رنگ: آبي مايل به خاكستري تيره ي رؤيايي، و نيز آبي تيره رنگ يا رنگ آبي روشن توصيف شده است. (با توجه به توضيحات كارشناس رنگ هاي الماس، «استفن هوفر»، الماسي آبي مشابه الماس هُپ باید خاكستري باشد (اشباع كمتر) تا ياقوت كبود آبي.) رنگ اين الماس را ميتوان با روش اندازه گيري رنگ سنجي نشان داد. در سال ۱۹۹۶، مؤسسه ي جغرافيايي از طرف لابراتور تجارت سنگ آمريكايي، با استفاده از مقياس اختصاصي آنها، به بررسي الماس پرداخت و آن را از نظر رنگ، به عنوان سنگي با رنگ آبي متمايل به خاكستري تيره ي رؤيايي، درجه بندي كرد. از نظر بصري، ماده ي تغيير دهنده ي خاكستري (روكش)، كاملاً تيره (نيلي) بوده و اثر جوهري توليد كرده و در نور سفيد، تقريباً به شكل آبي كاملاً تيره رنگ ظاهر ميشود. از واكنش هاي فعلي الماس هُپ براي منبع نور (شدتي قوي كه باعث افزايش درخشندگي سنگ هاي جواهر شده) استفاده ميشود. در گزارشي معروف، از مشخصه هاي اغراق آميز بسياري براي توصيف الماس هُپ در قالب بهترين رنگ آبي تيره استفاده شده و اغلب اين رنگ، با رنگ ياقوت دانه ريز كبود و آبي زيبا همانند ياقوت كبود آبي (دئولافيات) مقايسه شده و رنگ آن، همانند آبي ياقوت كبود، توصيف شده است. «تاورنيير»، آن را شبيه بنفش زيبا توصيف كرد.

• نورافشاني قرمز رنگ: اين سنگ، نوعي نورافشاني رنگي فوقالعاده دارد. الماس (بعد از قرارگرفتن در معرض نور ماوراي بنفش با طول موج کم) از خود روشنايي شبتابيِ قرمزرنگِ مشعشع (برافروختگي در اثر تيره) توليد ميكند و مدتي بعد از اينكه منبع نور خاموش شد، همچنان اثر آن باقي مي ماند و امكان دارد اين كيفيت عجيب آن، به عنوان سوختي مفيد (و اعتبار آن رو به افول) تشخيص داده شود. برافروختگي قرمزرنگ اين الماس، به دانشمندان در كشف اثر الماس آبي كمك ميكند و از اين طريق، دانشمندان ميتوانند الماس واقعي را از ساختگي تشخيص دهند. طبق گفته ي «جفري پُست»۱، در مجله ي زمين شناسي، نورافشاني قرمز، نشان دهنده ي تركيب متفاوتي از بُر و نيتروژن در سنگ است.

مردم معمولاً الماس هُپ را سنگ جواهر تاريخي، تلقي ميكنند. در اين بررسي به اهميت الماس تحت عنوان يك نمونه ي علمي نادر توجه شده است؛ چرا كه به كمك آن ميتوان به اطلاعاتي اساسي در خصوص دانش الماس و نحوه ي شكل گيري آن در زمين دست پيدا كرد.
• روشني و وضوح: اين روشني، به دليل وجود VS1 تشخيص داده شده و با رگه هاي سفيد نمايش داده شده است.
• برش: در روش هاي قديمي، برش الماس درخشان با حلقه ي تراشدار و تراش اضافي روي سطوح كوچك آن توضيح داده شده است.

خواص شیمیایی:

تركيب شيميايي: اين الماس در سال ۲۰۱۰، با هدف ارزيابي تركيب شيميايي اش از جايگاه خود دور شد. نتايج اوليه ي اين ارزيابي از اين قرار بود كه بعد از ايجاد يك سوراخ به اندازهي يك نانومتر عمق (۴ ميليونم اينچ)، بر آن، حضور بُر، هيدروژن و احتمالاً نيتروژن را كشف كردند. طيف اختلاف غلظت بُر، از صفر تا هشت جزء در يك ميليون، بود. بر طبق گفته ي متصدي موزه ي اسميثسونيان، دكتر جفري پُست، امكان دارد بُر عامل ايجاد رنگ آبي سنگ ها بعد از آزمايش با استفاده از نور مادون قرمز (نوري كه با استفاده از آن، طيف سنگها اندازه گيري ميشود) باشد.
• لمس و حس: طبق گزارش آسوشيتد پرس، مقامات اداري موزه ي اسميثسونيان در سال ۲۰۰۳ به «رُن ادموندز» اجازه ي لمس سنگ جواهر را دادند؛ رُن ادمونز در اين خصوص چنين نوشته است: «اولين چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود: واو!» او حس خوب خود را توصيف كرد و چنين نوشت:
تو، سنگ ۴۵.۵ قيراطي (كه به اندازه ي گردو بوده و حالت زجاجي سنگين تر آن، مشخص است) را در جعبه قرار دارد و همانند نوري كه از سطح خود الماس مي تابد، از يك جهت به جهت ديگر، جابه جا ميكني؛ از اين رو با تشخيص سخت ترين مواد طبيعي اين الماس، ترس از افتادن آن و شكستن به وجود ميآيد.»
گزارشگر آسوشيتد پرس-رُن ادموندز، سال ۲۰۰۳.
• سختي و شكنندگي: در كل، الماس ها ازجمله الماس هاي هپ، سخت ترين كاني هاي طبيعي روي زمين تشخيص داده شده اند. سخت ترين كاني طبيعي ميشوند، اما به دليل ساختار بلورين الماس، سطوح ضعيفي در پيوندهاي خود دارند كه به جواهر فروشان، امكان برش الماس، را ميدهند و انجام چنين كاري (از طريق شكست نور به روش هاي مختلف)، منجر به درخشندگي الماس ميشود.

تاريخچه

آغاز جغرافيايي
الماس هُپ، تقريباً يک ميليارد سال پيش در اعماق زمين شكل گرفته است. اين الماس، مشابه تمام الماسهاي ديگر، زمان تشكيل پيوند قوي ميان اتم هاي كربن ايجاد شده است. در اصل الماس هپ در كيمبرليت (سنگهاي آذرين دانه درشت آبي رنگ نادر) جاي داشته است. بعدها اين الماس استخراج شد و براي تشكيل يك سنگ جواهر درخشان به شكل امروزي، تهذيب شد و تراش خورد. سنگ جواهر هُپ، ردي به شكل رگه از اتم هاي بُر در خود دارد كه با ساختار كربن در هم آميخته شده است و سبب ايجاد رنگ آبي كميابِ اين الماس شده است.

هند

در چندين گزارش (مبني بر نكات مكتوب به دست نخستين مالك معروف سنگ جواهر) يعني تاجر سنگ هاي جواهر فرانسوي، «جين بپتيست تاورنيير») به اين سنگ جواهر اشاره شده و خاستگاه آن، هند، سنگ معدن كُلهور، ناحيه ي گانتور آنهرا پرادش (که در زماني، بخشي از پادشاهي گُلكوندا بوده) و قرن هفدهم است. مشخص نيست كه در اصل چه كسي مالك اين سنگ جواهر بوده و چه كسي، از كجا و در چه شرايطي آن را پيدا كرده است؛ اما نخستين اطلاعات ثبت شده ي تاريخي نشان ميدهد كه تراورنيير، آن سنگ را در اواسط دههي ۱۶۰۰ و احتمالاً با خريد يا دزدي به دست آورده است. تراورنيير، يك سنگ بريده نشده ي بزرگ (که نخستين پيش ماده ي معروف به نام الماس هپ بود) را به پاريس برد. اين سنگ بزرگ، به عنوان سنگ الماس آبي تراورنيير نام گرفت. اين سنگ مثلثي بدشكل برش خورده، ۱۱۵ قيراط (۲۳.۰ گرم) وزن داشته است. تخمين ديگر اين است كه قبل از برش، وزن آن ۱۱۲.۲۳ قيراط (۲۲.۴۴۶ گرم) بوده است. كتاب تراورنيير به نام «شش سفر دريايي» (به زبان فرانسوي: Les Six Voyages de J.B Tavernier)، طرح هايي از چندين الماس بزرگ دارد كه احتمالاً در سال ۱۶۶۸ يا ۱۶۶۹، به لوئيس XIV، فروخته شد. الماس آبي، ازجمله ي اين موارد است. تراورنيير، خاطرنشان کرده است كه معادن «گاني كُلور»، مشابه منبع الماس رنگي است، اما مستقيماً به خود سنگ اشاره اي نكرده است. مورخي بهنام «ريچارد كورين»، در سال ۱۶۵۳، يك نمونه الماس (مانند سالي كه مالك الماس هُپ بود) پيدا كرد که با قاطعيت تمام ميتوان گفت كه بيشتر الماس هايي كه تراورنيير داشته، الماس هايي آبي بودند كه در طول يكي از پنج سفرهاي دريايي اش به هند (بين سال هاي ۱۶۴۰ و ۱۶۶۷) به آنها دست پيدا كرده بود. گزارشي حاكي از انتقال ۲۵ الماس به پاريس (ازجمله، سنگ بزرگي كه تبديل به سنگ هُپ شد) است. تمام آن الماس ها به شاه لوئيس XIV، فروخته شد. گزارش ديگري اشاره به اين موضوع دارد كه تراورنيير در سال ۱۶۶۹، اين الماس آبي بزرگ را به قيمت تقريباً يک هزار الماس ديگر و در قالب هديه ي لوئيس XIV از فرانسه، به قيمت ۲۲۰ هزار ليور فرانسه به فروش رساند.

اين مبلغ معادل ۱۴۷ كيلوگرم طلاي خالص بود. جواهرشناس و تاريخ داني به نام «ريچارد دبليو  وايز» در كتاب تاريخي تازه منتشر شده اي، به نام «آبي فرانسوي»، اشاره اي کرده است به حق امتياز طبقات اعيان كه لوئيس XIV، به تراورنيير اعطا كرده بود و بخشي از آن، سنگ آبي تراورنيير بود. طبق نظريه ي او، در طول آن زمان «كُلبرت» (وزير مالي شاه) مرتباً مالكيت دفاتر و حق امتياز طبقه ي اعيان را علناً براي دريافت پول نقد مي فروخت و طبق گفته ي «وايز»، تقريباً به ارزش ۵۰۰ هزار ليور، و در كل ۲۷۰ هزار ليور، ميشد.
اين قيمت، بهاي تخمين نصف ارزش واقعي سنگ تراورنيير بود. بحث و جدال هايي در خصوص وزن واقعي سنگ صورت گرفته است؛ «مُرل» بر اين باور بود كه ۱۶.۵ ۱۱۲ قيراط شرح داده شده در فهرست تراورنيير، بر حسب قيراط قديمي فرانسه بوده و ۱۱۵.۲۸ قيراط استاندارد خواهد بود. فرانسه در سال ۱۶۷۸، جواهرساز درباريِ به كارگماشته ي لوئيس XIV (به نام سيوئر پيتائو) الماس آبي تراورنيير، را مجدداً برش زد و تبديل به سنگ الماسي ۶۷.۱۲۵ قيراطي كرد؛ بعد از آن، اين الماس در فهرست دارايي دربار و به عنوان الماس آبي تاج و تخت فرانسه (به زبان فرانسوي:Diamant bleu de la Couronne de France) ثبت شد. بعدها، تاريخدانان انگليسي زبان، در حقيقت، آن را «آبي فرانسوي» ناميدند. شاه، دستور داد سنگ جواهري را روي سنجاق كراوات، قرار دهند. طبق گزارشي، لوئيس به «پيتائو» دستور داد كه قطعه اي را بسازد. پيتائو دو سال روي قطعه كار كرد و نتيجه ي آن يك سنگ جواهر ۶۹ قيراط مثلثي شكل، به اندازه ي تخم كبوتر بود و سپس تبديل به سنگي بي نهايت زيبا، مانند سنگي كه نور گرفته و اشعه هاي خاكستري متمايل به آبي بازتاب ميكند، شد. در نهايت آن را در قالب طلا قرار داد که با نواري دور گردن، محكم نگاه داشته ميشد و شاه از آن در تشريفات استفاده ميكرد.
در وسط روشنايي خيره كننده ي الماس، هفت سطح كوچك تراش و نشان افتخار خورشيد لوئيس، قرار داده شد و رقم هفت (از نظر ارزشي در كيهان شناسي مقدس)، تبديل به يك رقم پربار شد که بيانگر الوهيت و عالم روحاني بود.

گزارش Agence France-Press در سال ۲۰۰۸.

در سال ۱۷۴۹، نوه ي بزرگ پسري لوئيس XIV (شاه لوئيس XV) صاحب الماس آبي فرانسه شد و به دستور جواهرساز درباري به نام «آندره جاكئوامين»، در آويزه ي با جواهر زينت داده شده (كه با مهارت بيشتري درست شده بود) قرار داده شد. قطعه ي مونتاژ شده كاني شيشه اي سختي به وزن ۱۰۷ قيراط و مانند اژدها بود كه از نور درخشان و نيز ۸۳ الماس به رنگ قرمز و ۱۱۲ الماس به رنگ زرد، و golden fleece تشكيل شده بود. بعد از مرگ لوئيس XV، اين قطعه بدون استفاده ماند. الماس، جزئي از دارايي اين نوه ي پسري پادشاه لوئيس XVI شد و همسر پادشاه، (ملكه ماري آنتونيت) بود که از جواهرات تاج و تخت پادشاهي فرانسه براي زينت شخصي استفاده كرد و سنگ هاي جواهر شخصي خود را در تركيب و جايگاه جديدي قرار داد؛ اما به مدت كوتاهي (سال ۱۷۸۷)، الماس آبي را در آويزه اي جاي داد و وقتي كه سنگ براي مطالعه ي علمي «ماثورين جاكوئز بريسون»، انتقال داده شد، خيلي زود به سر جاي اصلي آن بازگشت.

دزدي و ناپديدشدن سنگ جواهر هُپ

در ۱۱ سپتامبر ۱۷۹۲، يعني زماني كه لوئيس XVI و خانواده اش، در معبدي در اوايل سلطنت بر اثر ترور به زندان افتادند، گروهي از دزدان در خلال انقلاب فرانسه، وارد انبار كالاي شاه به نام Hotel du Grade-Meuble de la Couronne (با نام کنوني Hotel de la Marine) شدند و بيشتر جواهرات تاج و تخت را با قانون شكني و غارت گري پنج روزه سرقت كردند. بعدها تعداد زيادي از جواهرات كشف شدند؛ ازجمله ي آنها، قطعات golden fleece بود، ولي الماس آبي جزو آنها نبود و موقتاً از تاريخ ناپديد شد. لوئيس XVI، در ۲۱ ژانويهي ۱۷۹۳ ماري آنتونيت، در ۱۶ اكتبر همان سال، با گوتين كشته شد. بيشتر اين گردن زني ها، در نتيجه ي نحسي الماس ها بيان شده است، اما ثبت تاريخي، نشان مي دهد كه ماري آنتونيت، هرگز از آويزه ي golden fleece استفاده نكرده بود؛ زيرا براي استفاده ي انحصاري شاه نگه داشته بود.
احتمالاً اين ماجرا، ماجراي الماس آبي فرانسوي بوده كه گاهي اوقات به عنوان الماس آبي معروف شده و بعد از گرفتن آن در سال ۱۷۹۲ در پاريس، به سرعت به صورت قاچاق به لندن فرستاده شد. اما هرگز عين همان سنگ (كه معروف به سنگ آبي فرانسوي بوده) ديگر ديده نشد. ازآنجا كه قطعاً اين سنگ در طول مدت طولاني گم شدنش، مجدداً برش خورده و احتمالاً به دو قطعه تقسيم شده، قطعه ي بزرگتر، تبديل به الماس هُپ شده است. در گزارشي، اشاره به اين موضوع شده است كه اين برش الماس، همانند كار قصابي بوده؛ زيرا برش آن باعث كمشدن ۲۳.۵ قيراط از سنگ بزرگتر شده و به تلألو خارقالعاده ي آن آسيب وارد كرده است.

خيلي وقت است اين باور وجود دارد كه الماس هُپ، از الماس فرانسوي آبي برش خورده است و در نهايت تغييري نكرد. اين اتفاق زماني افتاد كه مدل سربي مانند سه بعدي جديد آن، بار ديگر در بايگاني هاي موزه ي ملي تاريخ طبيعي پاريس در سال ۲۰۰۵ ، كشف شد. قبلاً ابعاد سنگ جواهر آبي فرانسه به دليل دو طرح ساخته شدهي آن در سال ۱۷۴۹ و ۱۷۸۹ معروف شده بود، ولي با وجود اين، اين مدل تا حدي با طرح هاي كمي ريزه كاري دار فرق دارد. اين ريزه كاري ها، مشابه تركيب الماس هُپ بوده و به فناوري CAD امكان بازسازي ديجيتالي اطراف سنگ مجدداً برش خورده ي آبي فرانسوي را ميدهد.
مورخان به فرد غارتگري به نام «كادت گوييلُت» اشاره كرده اند که چندين جواهر ازجمله الماس آبي فرانسوي و اسپينل (Cote-de-Bretagne) (كاني شيشه مانند سخت) را دزديده و به Le Havre و سپس به لندن برده بود و در آنجا، سنگ الماس آبي فرانسوي به دو قطعه برش خورد. مُرل، در سال ۱۷۹۶، افزود: «گوئيلت، تلاش كرد تا مجدداً Cote-de-Bretagne را در فرانسه، به فروش برساند؛ اما مجبور شد در برابر رفيق دزد خود به نام Lancry de la Loyelle (كه باعث به زندان افتادن گوئيلت به بدهكاران شده بود) از حق خود چشم پوشي كند.

در گزارش مغايري، آمده است كه مورخي به نام «ريچارد كورين» فكر كرد كه سرقت جواهرات تاج و تخت فرانسه، در حقيقت به كمك رهبر انقلاب («جورجز دانتون») و به عنوان بخشي از طرح رشوه خواري فرماندهي نظامي مخالف («دوك كارل ويلهم» از برونسويك)، طراحي شده است. امكان دارد زماني كه (در سال ۱۸۰۵)، كارل ويلهلم تحت حمله ي ناپلئون قرار گرفت، مجبور به برش مجدد الماس آبي فرانسوي (با هدف تغيير هويت آن) شده باشد. از اين طريق مي توانست سال ۱۸۰۶ (يعني زماني كه خانواده اش، به آنجا بگريزد تا به دخترشان «كارولين» از برونسويك بپيوندند) به بريتانيا آيد. هر چند كارولين، همسفر شاهزاده «ريجنت جورج» (بعد ها جورج IV و كشور متحدهي پادشاهي) بود، اما او جدا از همسرش زندگي كرده و گاهي اوقات، مشكلات مالي او را مجبور به فروش جواهرات خود (به صورت آهسته) ميكرد تا بتواند از همسرش حمايت كند. بعدها، معلوم شد برادرزاده ي كارولين («دوك كارل فردريچ») الماس آبي ۱۳.۷۵ قيراطي (۲.۷۵ گرم) دارد و بيشتر فكر ميكرد كه قطعه ي ديگري اطراف الماس هُپ باشد كه براي سنگ مشابه با آن اندازه، در نظر گرفته شده است.

كشور متحدهي پادشاهي (بريتانيا)

در سپتامبر ۱۸۱۲، الماس آبي، با همان شكل، اندازه و رنگ الماس هُپ، به دست «جان فرانچيلون» افتاد و به مالكيت تاجر الماسي لندني به نام «دنييل الياسون» به ثبت رسيد و نخستين جايگاهي بود كه در تاريخچه ي شكل گيري الماس هُپ ميتوان بدان استناد کرد. با وجود اين، گزارش قطعي دوم حاكي از آن بود كه تاريخچه ي معتبر الماس هپ، احتمالاً به سال ۱۸۳۰ برگردد. اين جواهر، سنگ آبي ۴۵.۵۴ قيراطي و به وزن ۱۷۷ گرين (۴ گرين= ۱ قيراط) بود. پيشتر گفته شده كه تاريخ ۱۸۱۲، دقيقاًً ۲۰ سال بعد از دزديده شدن الماس آبي فرانسه بوده است و درست، مشابه قانون محدوديت هاي جنايات، تأثيرگذار بوده است. ازآنجايي كه الماس، به مدت دو دهه، ناپديد شد، پرسش هايي (در خصوص اينكه آيا اين الماس كه در حال حاضر در بريتانياي كبير است دقيقاً مشابه هماني بوده كه به شاههاي فرانسوي تعلق داشته است يا نه) مطرح شد؛ اما بررسيهاي علمي سال ۲۰۰۸، تأكيد بر اين موضوع داشتند كه جدا از شك و ترديدهايي منطقي كه در خصوص الماس هُپ وجود داشته و مالك آن شاهان فرانسوي بوده، در واقع اين موضوع صحت داشته كه همان سنگ جواهر (الماس هُپ) برشي از الماس فرانسوي بوده است. گزارشات مخالفي در خصوص آنچه در طول اين سال ها بر الماس گذشته وجود دارد. امكان دارد الماس الياسون، به تسخير شاه جورج IV كشور پادشاهي متحده و احتمالاً از طريق كارولين برونسويك، در آمده باشد؛ از اينرو، ثبت مالكيت آن در بايگاني سلطنت در ويندسور ديده نشده است؛ با وجود اين، برخي از شواهد درجه ۲، به شكل تصاوير گرافيكي و نوشتجات معاصر وجود داشت بر اين اساس که جورج IV قصد داشته دارايي تاج و تخت جواهرات سلطنتي را با ارثيه ي خانواده و املاك شخصي خود تركيب كند.
منبع موثقِ گالري اسميثسونيان، اشاره به اين موضوع داشت كه چندين مرجع وجود داشته كه نشان ميدهد شاه جورج واقعاً مالك الماس بوده است. طبق گفته اي او و بعد از مرگ وي در سال ۱۸۰۳، برخي از اين كلكسيون تركيبي به دست آخرين معشوقه ي جورج – به نام بانو «كنينقام»- دزديده شده و برخي از آثار شخصي وي، محتاطانه تبديل به پول شد تا بدهي هاي فراوان وي (كه او بعد از مرگش بر جاي گذاشته بود) را تسويه كنند. گزارش ديگر، بيانگر اين موضوع است كه بدهي شاه، بسيار زياد بود و احتمالاً الماس از طريق مجراهاي خصوصي فروخته شد. در هر دو مسئله، الماس آبي به دست خانوادهي سلطنتي بريتانيا، نگاه داشته نشده بود.

بعدها، گزارش شد كه بانكداري ثروتمند و لندني به نام «توماس هُپ» اين سنگ را به مبلغ ۶۵ هزار دلار يا ۹۰ هزار دلار به دست آورد. اشاره شده است كه الياسون احتمالاً منادي هُپ بوده و به عنوان يك تاجر الماس (كه بر سر پول در گزارش خود، ريسك كرده) كار نکرد؛ اما به عنوان عامل دريافت الماس براي بانكدار فعاليت كرد. در نهايت «هُپ دايموند»، در سال ۱۸۳۹ (در كاتالوگ منتشرشده از كلكسيون سنگ هاي جواهر هنري فيليپ هُپ)، ديده شد. در ضمن، «هنري»، عضوي از همان گروه بانكداري آنگلو-هلندي بود. سنگ، در قاب مدور نسبتاً ساده اي قرار داده شد. همچنين اطراف آن را قطعه هاي كوچكتر و متعدد الماس هاي سفيد احاطه كرده بود. گاهي اوقات اين جواهر براي مجالس رقص هپ، به «لوئيزا دي لا پوئر برسفُرد» (بيوه ي برادرش به نام «توماس هُپ») عاريه داده ميشد.

هنري فيليپ هُپ، در سال ۱۸۳۹ فوت كرد و همان سال، كاتالوگ مجموعه ي وي منتشر شد. سه برادرزاده ي وي، پسرهاي توماس و لوئيزا، به مدت ۱۰ سال بر سر ميراث، در دربار با يكديگر جنگيدند و در نهايت، كلكسيون، شكسته شد. بزرگترين برادرزاده ي فيليپ، هنري توماس هپ، هشت عدد از ارزشمندترين سنگ هاي جواهر ازجمله الماس هُپ را دريافت كرد. اين سنگ در نمايشگاه بزرگ لندن (در سال ۱۸۵۱) و در نمايشگاه يونيورسال ۱۸۵۵، در پاريس به معرض نمايش گذاشته شد. اين جواهر معمولاً در خزانهي بانك، نگهداري ميشد. در سال ۱۸۶۱، تنها فرزند هنري توماس هُپ، به نام «هنريتا»، با «هنري پلهام» («كلينتون كنُت لينكون» (و بعدها دوك نيوكسل)) ازدواج كرد. زماني كه هُپ، در ۴ دسامبر ۱۸۶۲، مُرد، جواهر را براي همسرش به نام «آن ادل»، به ميراث گذاشت؛ اما او ترس داشت كه سبك زندگي بي بندوبار دامادش، عاقبت منجر به فروش دارايي هاي هُپ شود. به محض مرگ اَدل در سال ۱۸۸۴، كل دارايي هُپ (ازجمله الماس هُپ) به پسر كوچكتر هنريتا، به نام «هنري فرانسيس پلهام- كلينتون»، واگذار شد. در آن شرايط، وي (زماني كه به سن قانوني رسيد) نام هُپ را بهنام خانوادگي اش افزود. اين نوه ي پسري، مانند «لُرد فرانسيس هُپ»، ميراث خود را در سال ۱۸۸۷ دريافت كرد. از اين رو، او تنها علاقه اش در زندگي، ميراثش بود؛ اين بدان معناست كه او نميتوانست هيچ بخش از ميراثش را بدون اجازه ي دربار، به فروش رساند.

در سال ۱۸۹۴، لُرد فرانسيس هُپ، با خواننده ي سالن كنسرت آمريكايي، به نام «مِي يُه» ديدار داشت. احساس آنها همانند احساس دو انسان پرهيزكار، بود. آنها همان سال با هم ازدواج كردند. گزارشي حاكي از اين است كه «يُه»، حداقل زماني در خصوص الماس هُپ مطالبي نوشته است. او بعدها ادعا كرد كه آن الماس را در گردهمايي اجتماعي پوشيده و نسخه ي عين آن را براي نمايشهاي خود، ساخته است؛ اما همسرش ادعايي غير از اين داشت. لُرد فرانسيس، فراي وراي اهداف خود، زندگي ميكرد و عاقبت، به آن مقاصدش دست پيدا كرد؛ اما باعث ايجاد مشكلات زناشويي و بدبختي مالي وي شد و متوجه شد كه بايستي الماس را بفروشد. در سال ۱۸۹۶ از ورشكستگي نجات پيدا كرد؛ اما نتوانست بدون اجازه ي دربار، الماس هُپ را بفروشد و در طول اين سالهايي كه دخالت داشته، از همسرش حمايت مالي كرد.لرد فرانسيس، الماس را به بهاي ۲۹ هزار پوند به تاجر جواهر لندني، به نام «آدولف ويل»، فروخت. (زمان استفاده (تورم): پايان سال مالي= ۲.۰۱۶ (مقدار ثابت ۴)، در شاخص بريتانيا و از تاريخ ۲۰۱۶، بيشتر از آخرين سال موجود (۲.۰۱۵)، بود). بعدها، ويل، سنگ را به دلال الماس- به نام «سيمون فرانكل»- مستقر در نيويورك يا لندن، فروخت. او آن را به نيويورك برد. طبق گزارشي، ۲۵۰ هزار دلار بابت آن پرداخت شد و بهاي آن در نيويورك، ۱۴۱.۰۳۲ دلار (معادل ۲۸.۲۰۶ دلار در آن زمان) ارزيابي گرديد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مجله طلا و جواهر

تنها مجله تخصصی بین المللی طلا جواهر، نقره، ساعت و آنتیک درایران با موضوعات هنری، علمی، خبری ، آموزشی با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن